|
مــعـــــتـــــكــــــف | ||||||||
|
""ممكن است كسانى اهل انتقاد باشند، انتقاد بكنند، [ ولى] انتقادها منصفانه باشد؛ با توجّه به اينكه دولت چند ماهى بيشتر نيست بر سرِ كار آمده است، بايد فرصت داد تا بتوانند كارها را انشاءاللَّه با قدرت پيش ببرند؛ هم منتقدين به اين توجّه كنند و با دولت با شرح صدر رفتار كنند، هم مسئولين دولتى با منتقدين با شرح صدر رفتار كنند؛ همه به هم احترام بگذارند، همه ملاحظهى يكديگر را بكنند."" این بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در نوزدهم بهمن ماه سال جاری بود که شدیدا از سوی رسانه ها و طرفداران دولت به تبلیغ آن در جهت محکوم نمودن منتقدین پرداخته شد. هرچند عمل عده ای از منتقدین دولت یازدهم که روش منتقدین دولت نهم و دهم را در پیش گرفته ناپسند بوده اما ذکر دونکته مهم در این رابطه ضروری به نظر می آید: الف) انتظارات نابجا از دولت یازدهم و قصد حل شدن مشکلات اقتصادی بعد از گذشت مدت کوتاهی از عمر دولت-تقریبا 6 ماه- شاید به نوعی بد اخلاقی و به دور از فضای واقع بینی است اما نکته مغفول مانده در این بین توجه به این امر است که حقیقتا این توقع را در بین جامعه و نخبگان چه کسانی بوجود آوردند؟ توقع حل مشکلات کشور آنهم طی برنامه های 100 روزه، 6 ماهه و حتی 3 ماهه را چه کسانی در اذهان شکل دادند؟قطعا در انتظارهای به دور از واقعیت سهم عمده ای داشتند افرادی که مشکلات را به سخره گرفته و وعده و وعیدهای شیک و جالب و البته به دور از واقعیات برای جذب آرا داشتند ؛ در حالیکه رهبری عظیم الشان درآنزمان بارها به دشواری های امور اجرایی کشور اشاره می فرمودند. "نمونه ای از وعده های انتخاباتی سال 92" ب) فرمایشات رهبری همانگونه که بوضوح مشخص است نسبت به انتقادها و تخریبهایی است که مطالباتی به دور از واقعیت از دولت داشته و در این زمان کم با توجه به وعده انتخاباتی دولت، انتظار معجزه از دولت یازدهم دارند که نشد است و می بایست به دولت فرصت داده تا برنامه های خود را اجرا نماید! اما همان انصافی که حکم می نماید تا منتقدین انتظارات از دولت یازدهم را در حد معقول حفظ نمایند این حق را به منتقدین می دهد که در مورد برنامه های دولت یازدهم به تجزیه و تحلیل پرداخته و برنامه های دولت که به نوعی بازگشت به عقب و به دور از عدالت اجتماعی است را به چالش کشیده و دولت محترم هم به روش در خور شان پاسخگو باشد. بطور مثال در روند برنامه ریزی و توزیع سبد کالا- که از قضا به سبدی مملو از حرف و حدیث مبدل گردید- اگر دولت با کارِ کارشناسی و با شنیدن ندایِ منتقدین وارد میدان عمل میشد آیا امروز خودِ دولت و همچنین مردم با اینهمه مشکل دست به گریبان بودند؟ آیا انعکاس نارضایتی اکثر مردم از نحوه توزیع سبد کالا و ادامه آن – که حتی در نظرسنجی سایت اطلاع رسانی دولت هم بروز نموده است- انتقاد سیاه است؟! امید است مسئولین محترم با سرلوحه قراردادن فرمایشات امام امت و بکار بستن توصیه های ایشان در اَعمال خویش، از لغزش های خود در مسیر خدمت رسانی بکاهند.
حاشیه: 1- تا اطلاع ثانوی هم تلفن همراه فعال است، هم وبلاگ و هم خودم! 2- سر به زیر و ساکت و بی دست و پا میرفت دل یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد لینک مطلب در سایت دولت بهار، خیبر آنلاین، رویش نیوز برچسبها: انتقاد, دولت یازدهم, وعده های انتخاباتی, انتظارها و توقعات بیجا [ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 14:4 ] [ سجاد ]
از روزی که شناختمتان به درستی و راستی فرمایشاتتان اعتقاد داشتم... اما دوست نداشتم آخرین حرفهایتان را باور کنم. خداحافظ بنده خدا...
و امروز تنهایِ تنهایِ تنها.... حاشیه: ۱- از همه دوستانی که از نوزده بهمن به تماسها و پیامهایشان پاسخ نداده ام عذرخواهی می کنم.فعلا تعطیل! ۲- یاد آن روز بخیر این همه دیوار نبود این چنین بر دل ما گرد غم یار نبود برچسبها: رفیق, بنده خدا [ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:25 ] [ سجاد ]
زمان بازرگان به ما برچسب چریک زدند، زمان بنی صدر هم برچسب منافق ، الان هم برچسب خشک مقدس و تحجر ، هر قدمی که برای خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب بارانمان کردند ، حالا روزی ده برچسب دریافت می کنیم.
اما بسیجیان دلسرد نباشید!! حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند.... "سردار شهید همت"
برچسبها: دولت اعتدال, برچسب زدن, بی سواد, انتقادپذیری [ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:31 ] [ سجاد ]
امروزه یکی از مظاهر ظلم، اینست که ما با ارمانهای انقلابمان اشنا نباشیم و ندانیم بزرگانمان برای چه انقلاب نمودند و در این جهل فقط مقصر خودمانیم که کم کاری نموده ایم! براستی برای جوان مذهبی امروز آشنایی با انقلاب اسلامی و آرمانهای آن سخت است؟!آری؛ ما تشنه نیستیم وگرنه اب موجود است و در نزد ما. اگر تشنه دانستن راجع به انقلاب ، آرمانها و شاخصهای آن شدیم سری به گنجینه ارزشمندی بزنیم که معمار کبیر انقلاب آنرا مانیفستی نه برای ملت ایران بلکه برای ملتهای ستمدیده عالم خطاب فرمودند. دهه فجر انقلاب اسلامی زمان خوبی است برای رجوع به وصیت نامه امام راحلمان برای مرور آنچه هدف این انقلاب بود و امروز برخی در تلاشند آنها را وارونه جلوه دهند.
حاشیه: ۱- این پست را صرفا در جهت ارزش دهه فجر قرار دادم و با توجه به عدم دسترسی به فضای اینترنت تا مدتی؛ بعلت عدم بی احترامی به نظرات رفقا، در این پست نظرات غیرفعال می باشد. ۲- ما قدم از سر کنیم در طلب "دوستان " ؛ راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت برچسبها: وصیت نامه امام خمینی, دهه فجر انقلاب اسلامی [ چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:21 ] [ سجاد ]
امروز روزیست که بار دیگر ملت بنا به سیاست اتخاذیِ دولتمردانش ، تجربه ای دیگر همانند تعلیق سالهای ۸۲-۸۳ قرارست در کارنامه خود ثبت نماید و چه سخت است باز هم آزموده را آزمودن! امروز قرارست جشن بگیریم برای اکسید نمودنِ سوخت 20 درصدی که روزی برای بدست آوردنش جشن می گرفتیم! و زحمات شهید شهریاری برای دستیابی به سوخت 20 درصد آنهم در اوج تهدیدها را فعلا می بوسیم و کنارمی گذاریم تا روزی که شاید یک "مرد" آید... امروز قرارست بار دیگر و بصورت داوطلبانه، اعتمادی که معلوم نیست چه زمان رفته بود را بازهم بسازیم ، آنهم برای عده ای که تاریخ مملو است از رفتارهای روبه گونه شان.قرارست درب همه تاسیسات هسته ای خود را جهت اعتماد سازی به روی آنان که آرزویشان باقی نگذاشتن حتی یک پیچ از این تاسیسات است باز کنیم تا هرگاه اراده نمودند به هر قسمتش مشرف شوند و اطلاعات سازمانیشان را تکمیل فرمایند. امروز اگر چشم و گوش باز کنیم و خود را به خواب نزنیم شنیدن ندای "اصحاب خسته اند " بازهم از لسانِ مسببان خوراندن جام زهر به امام راحل و تحمیل کنندگان تعلیق سالهای 92-93 کارِ چندان سختی نیست.ظاهرا به قول سردار سعید قاسمی باز هم توجیه المسائل را از جیب مبارکشان خارج کرده اند.... امروز شاید ناراحت باشیم، شاید هم عصبانی ؛اما چون به تبعیت رهبری عزیز مفتخریم ؛درنگ میکنیم و با قلبی پر درد این تجربه را همچون تعلیق سال 82 تحمل میکنیم اما بیداریم و آنچه رخ می دهد را رصد میکنیم و امیدواریم با الطاف الهی متضرر نشویم. اما نکته ای مثبت و عزت آور در سند تعهدات طریفین وجود دارد که هرگز فراموش نخواهیم کرد. امروز دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات ، به یمن هشت سال جهاد مقدس گوهرهایی در دست دارند که برای "اعتمادسازی داوطلبانه" دست به تعلیق آنها می زنند و دیگر همانند سال 82-83 امروز مسئولین محترم، نیازی به تعلیق همه تاسیسات خود ندارند. امروز مجوز غنی سازی تا 5 درصد را داریم چرا که 20 درصدی داشتیم که تعلیقش کنیم. امروز سانتریفیوژهای ما در حال چرخیدن هستند و دلیلش تکنولوژی تولید سانتریفیوژی است که داریم و داوطلبانه تولیدش را متوقف کردیم.امروز به لطف بودن اراک و فردو که نیمه تعطیلشان نمودیم ،از نطنز و اصفهان دیگر در چرخه حرفی به میان نیامده است. اینک جا دارد دعا کنیم خداوند پدر و مادر " آن مرد " را بیامرزد که هنگام رفتن به جای "حزب"؛ سوخت 20 درصد و سانتریفیوژ از دولتِ خود یادگاری گذاشت که دست دولت بعدش باز باشد... تصاویر دردناک و ناراحت کننده اما واقعی!!! ۱۸+ حاشیه: ۱- در تعجبم از کسانی که ایرانی هستند و بر چنین حادثه مهمی آنقدر بی تفاوت که حتی وقت چند دقیقه ای برای مطالعه متن سند نمی گذارند! متن سند تعهدات توافقنامه ژنو را لطفا مطالعه فرمایید. ۲- لازم میدانم از دوست عزیزی که در مورد مطلب قبل متن بسیار با ارزش و زیبایی در اختیار حقیر قرار دادند تشکر کنم. ۳- فضای سایبری بدون دستنوشته های "سردار انقلاب و یار امام" به مثابه گرفتن تَری از آب است!!! ولی خبر آمد خبری در راهست... لینک مطلب در سایت رویش نیوز، دولت بهار برچسبها: انرژی هسته ای, تعلیق, سوخت 20 درصد, سند تعهدات ژنو [ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ] [ 4:30 ] [ سجاد ]
یکی از مطالبی که همیشه جای بحث و چالش درمیان جامعه خصوصا قشر مذهبی جامعه بوده موسیقی و آهنگ و نحوه برخورد متفاوت افراد با آن می باشد. شاید بارها و بارها با مباحثات روزمره در مورد موسیقی و حلال یا حرام بودنش و یا مجاز وغیر مجاز بودنش روبرو شده اید و شما هم در ذهن خود رای به درستی یکی از نظرات داده اید و استدلال نموده اید. اما حقیقتا استدلال ما در مقیاس این مباحث چه بوده است؟یا اصلا به دور از فضای این چالش ها ، برخورد خود ما با موسیقی و استفاده از آن چگونه و در چه حدی بوده است!؟ چندی پیش در یکی از مجموعه های فرهنگی خوب شهر -که هر از گاهی در آن به بهانه دیدار رفقا توفیق حضور می یابم – متوجه عمق اختلاف ایجاد شده بر سر همین موضوع در یکی از مراسمات بین افراد گشتم لذا بر آن شدم مطالبی که سالها قبل و در مشورت با یکی از علمای ربانی از ایشان بهره بردم را به اختصار در مطلبی جمع آوری نمایم. مطلبی که در ذیل مشاهده می فرمایید در سه بخش گردآوری شده که در بخش اول به موسیقی از نظر فقهی نظاره شده و نظر برخی مراجع محترم در این زمینه بیان شده است.در بخش دوم به مَدرس نورانی اهل بیت علیهم السلام رفته و از فرمایشات موالیان امرمان در این مورد به فیض رسیده ایم و نظرات و فرمایشات برخی بزرگان و خوبان خدا را در این رابطه را می توانید در بخش سوم مطالعه نمایید. در پایان لازم به یادآوریست در مطلب ذیل سعیِ شدید بر اختصار بوده و به همین دلیل از پوشش مباحث موازی تاحد امکان خودداری شده است که با توجه به گستردگی مطالب از افتادن برخی نکات را از قلم نویسنده را عفو می فرمایید. ۱- قسمت اول : نظرات برخی فقها راجع به موسیقی ۲- قسمت دوم : فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در مورد موسیقی ۳- قسمت سوم : فرمایشات بزرگان و خوبان خدا در مورد موسیقی والسلام. حاشیه: ۱-در این مطلب هیچگونه نظر شخصی نوشته نشده و در نقل قولها شرط امانت داری حفظ شده است. ۲ -امیدوارم آقایانی که در دانشگاهها (یا هرمکان دیگری) کار به اصطلاح فرهنگی انجام می دهند بیشتر روی این مطالب تامل فرمایند، تا خدای ناکرده شاهد برگزاری مراسمِ اجرای موسیقی زنده ی آنچنانی بمناسبت عید غدیر آنهم از سوی دفتری که نامش به فرهنگ!!! و تالارش به نام شهید!!! مزین گشته است نباشیم. ۳- پیامکی از یک بزرگوار : ""اگر به پیام خدا خوب عمل نکردید،به “فرستنده ها” دست نزنید، “گیرنده ها” را تنظیم کنید""
لینک مطلب در سایت رویش نیوز ، خیبر آنلاین جدید نوشت!!:در پیوندهای روزانه لطفا مطلب " من سیاسی نیستم" از وبلاگ "فاصله" را مطالعه فرمایید. برچسبها: موسیقی؛آهنگ؛نظر مراجع تقلید؛نظر ائمه اطهار؛حکایات [ پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:45 ] [ سجاد ]
گاهی اوضاع اجتماع عرصه را چنان برایت تنگ می نماید که صبرت لبریز میشود و شاکی زمانه میشوی و می مانی به چه کسی و کجا شکوه بری... گاهی برایت گران تمام میشود به آنچه بدان ایمان داری و قلبت به عشقش می تپد با بی تقوایی زبان می تازند و بی پروا توهین ردیف می کنند... گاهی فضا را از توهین به خادم یا مداح و حتی روضه خوان اباعبدالله فراتر می برند و آنچه را که به عقل ناقصشان از کرامات سفینة النجاة راه بجایی نمی برد، رد می کنند و مورد تمسخر قرار میدهند... گاهی در محرم وصفر باید روزی چند بار پاسخ دهی که پوشش سیاهت دلیلش عزای ارباب دوعالمست نه آنچه آنان "بد دادن" خدا می دانند... گاهی باید چندین و چند بار مقابل تعابیرِ حاصل از کج فهمی هایشان در برداشتِ از خورشید پشت ابر بودن امام ، صبر پیشه کنی ... اما در برابر همه ی این گاهی ها ، همیشه و همیشه هست کراماتِ ربی مهربان که از آستینِ نورُعلی نور اهل بیت علیهم السلام بیرون آمده و این بار رزق تو را در داستانی قرار می دهند که سرشارست از نور برای رشدِ آنکه در مکتب خاندانِ نور، زانو زده باشد: {امام جعفر صادق علیهم السلام می فرمایند: روزی حضرت داوود (علی نبینا و آله و علیه السلام) در حال عبور از بیابانی، مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک برمیداشت و به جای دیگر می ریخت. از خداوند خواست که از راز کار آن مورچه، آگاه شود. مورچه به سخن آمد که: معشوقی دارم که شرط وصال خود را آوردن تمام خاک های آن تپه به این محل، قرار داده است! حضرت داوود (علی نبینا و آله و علیه السلام) فرمود: با این چثه کوچک، تو تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به محل مورد نظر، منتقل کنی؟؟؟ و آیا عمر تو کفایت خواهد نمود؟! مورچه گفت: همه ی این ها را می دانم؛ ولی خوشم که اگر چنین شود به معشوق می رسم و اگر نشود و در این راه بمیریم، به عشق محبوبم مرده ام!} آری ؛چه زیباست لحظه اتصال رود به دریا ،آن هنگام که رود درآغوش دریا جوش و خروشش را می دهد و آرامش هدیه می گیرد و این سنت الهیست که با یاد "ذکرِ" سبحان، که همان چهارده نور مقدسند؛ "تطمئن القلوب " را به تو ارزانی می دارند. و بشکرانه ی این آرامش چه حمدی فراتر از آن که دعا نمایی که لحظه ای حضرت حق دستت را از دست حضرات حق جدا نفرماید که خدا نیستند اما از خدا هم جدا نیستند....
لینک مطلب در دولت بهار برچسبها: حضرت داوود, مورچه, عشق [ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:30 ] [ سجاد ]
یکی از رفقا نقل می نمود که اواخر سال 88 بواسطه ی لطف یکی از مسئولین پیشنهادهایی راجع به گرفتن مسئولیت داده شده بود و این خود باعث سر در گمی و مشغول شدن فکر شده بود. آنزمان با هرکس سعی در مشورت می نمودم تا مرا راهنمایی نموده و در تصمیم گیری از حالت تردید خارجم سازد.غالب مشورتها بر اخذ مسئولیت و گرفتن عنان کارها تاکید داشته و اکثرا هم از انجام وظیفه و خدمت نمودن مایه می گرفتند. دیگر فشارها زیاد شده بود و باید تصمیم نهایی را تا آخر هفته به ریاست مربوطه اعلام می نمودم که خداوند به ذهنم رسانید که نزد حضرت استاد بروم و با ایشان هم مشورتی بنمایم. آن روزها استاد هرچند از نظر جسمانی ضعیف گشته بودند اما با علاقه ای که به اتصال به مردم داشتند پذیرای میهمانان و مراجعه کنندگان در منزلشان بودند و من هم از این امر مستثنا نگشته و توانستم بواسطه دوستی پدر همان روز عصر محضر ایشان مشرف گردم. انصافا با کسالت استاد و با آن حجم دارویی که ایشان بعلت بیماری مصرف می نمودند عدم تغییر برخورد ایشان و پذیرایی از میهمان با روی بشاش و گشاده، بنده را شیفته ی این همه تواضع و بزرگواری می نمود. پس از صحبتهای روزمره با یک مقدمه مطلب را مطرح نمودم.از محسنات دیگر استاد که عجیب برایم قابل تامل بود گوش دادن با دقت و با اندیشه به عرایضم بود. ایشان کمی تامل و تفکر نمودند و فرمودند: حالا خودتان انتظار دارید بنده چه جوابی به حضرتعالی دهم؟!عرض کردم : نه، برای بنده فقط برایم مهم فرمایش شماست. ایشان سرشان را به زیر انداختند و فرمودند: مسئولیت شمشیر دولبه است یک طرفش خدمت به خلق خداست و نظام اسلامی و طرف دیگرش خدای نکرده تغافل از اخلاق و امور معنوی و جلوه نمودن دنیا! بعد رو به من کردند و ادامه دادند: خودتان می دانید و نفستان!خوب به خودتان توجه کنید ببینید از پس نفس بر می آیید؟اگر احتمال لغزش می دهید دوری کنید که ما چقدر زیاد آدم انقلابی و البته معمولی دیدیم که با اخذ همین مناصب لغزیدند و تا چشم باز نمودند خود را ته دره دیدند... و بعد فرمایششان را به گوشه هایی از یکی از خطابه های مولا امیرالمومنین علیه السلام مزین فرمودند. هنگام خروج از منزل استاد دیگر در دلم تردید نبوداز اینکه لحظاتی از عمرم را در کنار مردی الهی گذرانده بودم احساس سبکی می نمودم؛و حقیقتا چه لقب نیکویی برایشان برگزیده بودند او استـــــادِ پــــــرورش بود... روحشان شاد و یادشان گرامی....
حاشیه: ۱- مردم اصفهان در مراسم این بزرگمرد نشان دادند قدردان زحمات هستند و زحمات افراد را از یاد نخواهند برد. ۲- در زیارت اربعین در حرم ارباب یاد همگی رفقا از جمله رفقای وبلاگی بودم. ۳- نهم دی ماه روز بصیرت ملت ایران گرامی باد. ۴- بعلت امتحانات پایان ترم شاید کمتر وقت پست گزاری در وبلاگ را داشته باشم. برچسبها: استاد سید علی اکبر پرورش؛ پرورش [ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:35 ] [ سجاد ]
[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:51 ] [ سجاد ]
چندی است از عاشورای حسینی گذشته و اکنون در ماه صفر هستیم.چیزی تا اربعین سید و سالار شهیدان اباعبدالله باقی نمانده و پس از یک روز کاری در منزل می نشینی و گیرنده خود را روشن فرموده تا در اوقات فراغت از صدا و سیمای جمهوری اسلامی!! بهره مند گردی! به محض روشن نمودن ،شبکه ۱ظاهر گشته و اخبار ساعت۲۱ را مشاهده نموده : گزارشگر محترم با لحن پرشور و هیجان انگیز برایمان از قیمت انواع شیرینی ها ، آجیل ها و میوه ها در نزدیکی حلول!! شب یلدا میگویند و در ادامه گزارشی از شلوغی بازار، که واقعا چه می کنند این مردم!! برای خرید. عموهای فیتیله ای ظاهرا میهمان شهر دیگری هستند و انواع سنتهای اصیل ملی مان در واقعه لیله یلدا!! را با آواز و موسیقی البته از نوع مجازش (مجاز صدا و سیمایی!!!) و با کمی حرکات موزن (به میزانی که کودک را سر ذوق آورده و انشاالله باعث حرکت کمر نشود) به کودکان این مرز و بوم یاد می دهند.این باعث می شود از شبکه ۲ هم عبور نموده و به شبکه ۳ برسی.... جام جهانی!!کربکندی وشاغلام و آقا صمد همگی جمع شده اند در برنامه ای با اجرای آقا پیمان یوسفی تا امید را دل ملت روشن کنند و جدا شاید اگر آرژانتین مانند تحلیل های این عزیزان بازی کند فینالیست شدنمان دور از ذهن نباشد! مدیر شبکه ۴ که ظاهرا از همان ابتدای سال همگی برنامه هایش را به آقای ضرغامی ارسال فرموده تا بطور روتین اقدام به پخش نمایند!با مناسبتها گاهی -آنهم فقط گاهی- رنگ آرم این شبکه قرارست تغییر نماید! در شبکه پنج وطنی هم خانمی برایت اقدام به آموزش تزیین و بزک نمودن هندوانه شب یلدا نموده اند! خدایشان اجر دهد! با خاموش کردن گیرنده از خیر ۷-۸ -۱۰ کانال مابقی می گذری و با خانواده محترم راهی روضه امام حسین علیه السلام - که الحمدلله در شهرمان فراوان یافت می گردد- میگردی تا به فیض رحمت الهی برسی .... و اینک شاید لحظاتی باشد که به فکر فرو روی که چه زیبا امام کاظم علیه السلام فرمودند: مَن اَخَذَ دینَه مِن کِتابِ اللهِ وَ سُنَّهِ نبِیهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ وَ آلِهِ، زالَتِ الجِبالُ قَبلَ اَن یَزولَ. وَ مَن اَخَذَ دینَه مِن اَفواهِ الرِّجالِ، رَدَّتهُ الرَّجال. هر کس دین خود را از کتاب خدا و سنت پیامبرش برگیرد، اگر کوهها سست شوند، او سست نمی شود و کسی که دین خود را از دهانِ این و آن (غیر معصوم) بگیرد، همان افراد (و امثال آنان) او را از دین بر می گردانند. در این روزگار عجیب مد شده است گرفتن دین از صدا و سیما!! امید است همواره دین خود را از اهل بیت علیهم السلام اخذ نماییم....
حاشیه: ۱- این متن بررسی کلی برنامه های سیمای جمهوری اسلامی ایران نمی باشد که سیاه نمایی تلقی گردد فقط نقدی بود بر عملکرد این روزهایش که ظاهرا اربعین حسینی کم کم دارد تحت تاثیر برنامه مجهول الهویه یلدا میگردد. ۲- گاهی بسیار احساس خوشبختی می کنم وقتی به انبوهی از دوستان با معرفت و نیکو دلگرمم.از خدا بدلیل داشتنشان و از آنها را بخاطر بودنشان متشکرم.(ویژه رفقای مسجدالقدس و هیات حضرت علی اکبرعلیه السلام) ۳-در نای خشک مرثیه خوان، نا نمانده است طفلی بـرای زیـنـب کبری نمانده است باید به جای حافظ و سعدی، لهوف خواند دیگر بـرای ما شب یـلدا نمانده است.... برچسبها: اربعین حسینی, ماه صفر, شب یلدا, صدا و سیما [ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:47 ] [ سجاد ]
|
||||||||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||||||||